تبلیغات
دلـــ نـوشــته هــای ِ آیـنـور - مثلن توانائی ِ سمباده کشیدن روی روح !
روحم شده شبیه وقتائی که بچه بودم ُ میخوردم زمین ُ دستم خراشیده میشد ُمیسوخت !

روحم انگار خط خطی شده خراشیده شده انگار کشیده شده به یـه حس ِ سیمانــــی ....

تصور من از روحم مثل تصور ِ یه آدم ِ سیگاری از ترک ِ ؛ درست همون اندازه بد

تصور من از درد ِ روحم همون اندازه سنگین ِ که تصور ِ یه مرد از بیکاری !

تصور من از حالم همون اندازه خرابه که تصور ِ تخریب ِ بم بعد ِ زلزله ..

نمیدونم چطوری میشه روح ُ ترمیم کرد نمیدونم اصن میشه یا نه اما باید باهاشـــــــــ

مدارا کنم ؛ لج کرده ُ جمع شده یه گوشه از دلم ُ انگار اعضای دیگه ی ِ بدنـــــــــــــم

بی هویت شدند انگار فقط قلبم داره میکوبه اونم به خاطر لجبازیای روحـمــ ه ..

باید یه کاری بکنم تا پخش بشه توی وجودم مثل ِ وقتی که عسل ُ میمالی روی ِ نـون

باید شیرین کاری کنم شاید باید خفه ش کنم ! (:


تاریخ : دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 | 13:13 | نویسنده : آینور .... | نظرات
.: :.